تاريخ : چهارشنبه هجدهم دی 1392 | 20:30 | نویسنده : رضا عظیمی


.:::وجه تسمیه:::..

شهر بندرريگ برکرانه ي دريا واقع شده است.کناره ي دريا نيزشن و ماسه فراوان است.درزبان سانسکريت به

معني ثروت است.اين بندر يک مرکزتجاری وبازرگاني بوده.ونماينده ي کمپاني هندشرقي انگليس و واک

هلنددراين شهر تاسيساتي داشته اند.ريگ به انگليسي بادبان کشتي برافراشتن است.اين بندرازقديم الايام لنگرگاه

کشتي هاي تجاري وبازرگاني بوده.خور"غراب" که در منتهي اليه شمال غرب بندرواقع شده است ازموقعيت

خوبي براي عبوروتوقف کشتي هاي تجاري بادباني قديم بوده است همچنين خورديگري موسوم به"هوله"به

درنزديکي همان خورغراب واقع است که داراي چنين شرايتي بوده است.بندرريگ يکي ازمناطق زرتشتي

نشين قديم بوده است.آثاربجامانده ازقديم در منطقه ي منتهي اليه جنوبي موسوم به"کون گيشهر"که ظاهرا "گبر

شهر"بوده است حاکي ازمسکون بودن اين منطقه درزمان آيين مزدايي لذاريگ درزبان اوستايي يا فارسي باستان

به معني رودخانه مي باشد.(ديدگاه آقاي دکتر خيرانديش).اين بندربه وسيله ي رودخانه ي پرآبي که درقسمت

جنوبي اين منطقه يعني "رودخانه ي حله"وکره بند که همواره جزيي از اين ناحيه بوده اندبه مناطق پشت

بندرخود متصل ميشده و از اين طريق آنان را با دريا مرتبط ميساخته است .شايداين ديدگاه صحيح تر بنظر

آيد.نظريات محلي ديگري هم وجوددارد که بيانش عاري از فايده نيست .مثلا منتهي اليه خورهاي شمالي

بندرريگ قسمتي ناحيه اي وجود دارد که موسوم به "رگه"است.خورهاي شمالي با رگه هايي ازسنگ ازهمديگر

جداشده اند يعني تعداد خورهاي بي شماري کوچک و بزرگ وجود دارد که به وسيله ي رگه هاي سنگي

تشخيص داده شده است .اين لفظ رگه به مرورزمان دستخوش تغيير,خلاصه وتبديل به ريگ شده است .


..::چند کلامی در باره میرمهنا وغایی حاکم بندرریگ::..

 

اوج شکوه وعظمت ريگ اززمان حاکميت وغايي ويا ذعابي بودکه

ازميرحمد،ميرناصروفرزندکوچکتراوميرمهنابوده است.میرمهنا شخصيتي بي باک،نترس،جنگجو وبه گفته

محمدهاشم درکتاب رستم التواريخ(صاحب سيرت وصورت،صاحب سيف وقلم)يعني صاحب کمالات صوريه

ومعنويه وضدبيگانه بودکه اين روحيه باعث شدبا دول بيگانه دردرياي هميشه فارس مبارزه کندوبراثرمبارزاتش

براي هميشه هلنديها راازخليج فارس بيرون راند.ميگويندرئيس علي دلواري به سربازانش گفته

بودمانندميرمهناي بندرريگي باانگليسي هابجنگيدوترسي نداشته باشيدياشيخ نصرحاکم بوشهر،نسبت خودرابه

ميرمهنا میرسانید ودرشعري گفته: "کشم تيغ مهنايي که شيرازبيشه بگريزد ،زنم آتش به دشتستان که دود از

خشت برخيزد".ابتدا هلنديهاسپس انگليسي هابه قصدتسلط براقتصاد و تجارت منطقه خليج فارس سعي

کردندباايجاد مراکزتجاري وحتي قلعه هاي نظامي(قلعه موسل استاين درخارگ)توسط هلنديها در بنادر خليج

فارس شاهرگ حياتي و اقتصاد منطقه را قبضه نموده،بازار تجارت رادردست خود داشته باشندوهيچگونه

منافعي به صاحب اصلي آن سرزمين که مردم محروم باشند،نرساند.لذا ميرمهنا که روحيه استعمار ستیزی داشت

وحرکات آنها را زير نظرداشت،تحمل اعمال آنان را نداشت،علم شورش برافراشت هرچندکه کريم خان

زند،نسبتا فردي وطن پرست و ضدبيگانه بود(نسبت به حاکمين قبل وبعدازخود)اما انگليسي ها او را تحت

تاثيرقرار دادندواورا وادار به برخورد با ميرمهنا کردند.انگليسي ها که خود شاهد دلاوري و شجاعت ميرمهنا

ويارانش در مقابل هلنديها در خارگ بودند،میدانستند تا چنين دريادلاني در اين سرزمين هستند،آنان خواب آرام

نخواهند داشت و نخواهند توانست به سادگي از خوان گسترده درياي پرنعمت بهره مند شوند،لذاکريم خان زند را

عليه او شوراندند،اورادزد دريايي معرفي کردند .درنتيجه جنگ وگريز هايي بين کريم خان و ميرمهنا صورت

گرفت.ميرمهنا به خارگو سپس به خارگ حمله کرد .


  ..:: گزارشی در مورد تاریخ و فرهنگ مردم بندرریگ ::..

 

بندرریگ یکی از بنادر قدیمی و تاریخی خلیج فارس می باشد . این بندر در شمال بوشهر در 29 درجه و 14 دقیقه عرض شمالی و 50 درجه و 41 دقیقه طول شرقی واقع است .مسافت آن تا بندر بوشهر از راه خشکی 23 فرسخ و از طریق دریا 30 مایل دریایی می باشد . ارتفاع متوسط این بندر از سطح دریا 2/5 متر می باشد هوای آن در شش ماه از سال (اردیبهشت تا پایان مهر بسیار گرم و مرطوب و در ماههای آبان ، آذر اسفند و فروردین معتدل و در ماههای دی و بهمن سرد است . بندرریگ از طرف شمال به مرکز شهرستان گناوهاز طرف شرق و شمال شرق به تپه ماهورهای میلانی و استان کهکیلویه و بویر احمد و از طرف غرب به دریای همیشه فارس و از طرف جنوب به منطقه انگالی و بوشهر و جنوب شرق به منطقه شبانکاره و دشتستان منتهی می گردد . وجه تسمیه بندرریگ به صورتهای مختلفی بیان شده است از نظری که در کنار بندرریگ شن و ماسه فراوان مشاهده می گردد یک نظر دیگری اینکه در زبان سانسکریت ریگ به معنی ثروت است نظر به اینکه این بندر قدیم الایام یک مرکز تجاری و بازرگانی مهم به شمار می رفته کمپانی های متعدد خارجی در آنجا نمایندگی داشته اند این برداشت حاصل می گردد به استناد نظریه جناب دکتر خیر اندیش ریگ در لغت اوستائی به معنای رود جاری و روان می باشد این بندر چون در کنار رودخانه قرار داشته و از طریق آن به مناطق کوهستان و دشت ارتباط داشته است به بندرریگ نامیده شده است . کلمه ریگ در زبان انگلیسی هم به معنی بادبان کشتی بر افراشتن است یا در بین مردم شهر ایده دیگری است که چون در شمال بندر خورهای متعددی به نام هوله - ام الماسی - قلفی - ام الخروس وجود دارد که هر خور با رگه هایی از سنگ از هم جدا می شوند لذا در تلفظات مختلف رگه یا رگ سپس به ریگ تبدیل گردیده است .
سماعیل رایین در کتاب دریانوردی ایرانیان درباره ریگ می نویسد : نام ریگ از روزگار تسلط پرتقالیها بر خلیج فارس پیدا شده است . به نظر می رسد دیدگاه جناب دکتر خیر اندیش به صحت نزدیکتر باشد.
مردم بومی این منطقه از طوایف فارس بوده اند . یعنی از نژاد پارسی آریائی . معٌمرین شهر از وجود بناهائی بنام چهار طاق در بندرریگ یاد می کنند . این بناها بر اساس گزارش برخی مورخین نشان دهنده رواج آئین مزد یسنائی در بین مردم محل داشته است . قومیت این بندر در تطور زمان دستخوش تغییراتی بوده است . تاریخ بندرریگ در دوران شاهان صفویه شفاف می باشد اما قبل از آن در هاله ای از ابهام قرار دارد با اینکه آثار زیر خاکی فراوانی مانند مسکوکات مسی و نقره ای چکشی یا ضربی و ظروف مسین و سفال در بندرریگ و روستاهای حومه پیدا شده است هنوز زوایای تاریکی وجود دارد . احمد اقتداری در کتاب خود در توضیح سوابق بندرریگ می نویسد در زمانی که نثار کوس در یاسالار اسکندر از طریق بابل و خلیج فارس به منظور حمل آذوقه برای نیروهای اسکندر در اطراف رودخانه سند در مسیر خود نزدیک محلی به نام بندرریگ که در کنار رودخانه حله بوده است توقف نمده و به رتق و فتق خود می پردازد . بندرریگ از طوائف مختلف تشکیل شده است یکی از طوایفی که از قدیم الایام وارد این بندر شده است بنا بر اظهارات ویلم فلور هلندی در کتاب (صنعتی شدن ایران و قیام شیخ احمد مدنی) اعراب موسوم به به ذعاب که خاستگاه اصل آنها جزیره سرخ در رأس مسندام ضلع جنوبی خلیج فارس و حوالی عمان بوده است و به اعراب هوله معروف بودند هاند . این اعراب در بندریگ مستقر سپس قدرت محلی را در دست می گیرد البته در خصوص اقوام ذعاب نظریات دیگری هم وجود دارد . بعضی ها می گویند از طوایف دشتستانند و بعضی دیگر از جمله دکتر خیر اندیش بر این عقیده است که مهاجرین آسیای صغیر که مردمانی سلحشور و جنگجو بوده اند . اعراب به مرور در ساختار جمعیتی شهر ادغام گردیده اند به قول کنیپ هوزن در کتاب ویلم فلور (پدر میر ناصر پیشتر به کیش ایرانیان گرویده و مانند نیاکان خود با خانواده ها و سرکردگان ایرانی وصلت ایجاد می کند بنابر این دیگر خاندان او را نمی توان از تبار تازیان دانست) . یکی از افراد برجسته این طوایف امیر مهنای وغائی و غائی یا ذعابی فرزند میر ناصر بوده است نامبرده در زمان کریم خان زند شیخ و رئیس این بندر بوده است میر مهنا فردی با سواد و مذهبی و وطن پرست بوده است تحمل سود جویها و شرارتهای بیگانگان در خلیج فارس برایش سخت بود لذا به بهانه های مختلف بنای ناسازگاری با عاملان کمپانی های غارت پیشه هند شرقی هلند و انگلیس و هر نیروئی که کمر به حمایت آنها بسته بودند نهاد و همواره با آنها در ستیز بود میر مهنا خواب و آرامش را از آنها سلب نموده بود مبارزات میر مهنا با استعمارگران انگلیسی و هلندی از هیچکس پوشیده نیست تا آنجا که بعد از شکست مفتضحانه هلندی ها در جزیره خارگ و تسخیر قلعه آنها در آن جزیره توسط ملوانان و رزمندگان سلحشور میر مهنا دیگر حضور هلندی ها را در خلیج فارس نمی بینیم و برای همیشه خلیج فارس را ترک می کنند هر انسان منصفی در مقابل فداکاری این فرد وطن پرست سر تعظیم فرود می آورد . میر مهنا به قول رستم الحکما هم دارای کمالات معنوی و صوری و هم صاحب سیف و قلم بود . میر مهنا در مبارزاتش الگوئی برای استعمار ستیزان بعد از خود بوده است . رئیسعلی دلواری بارها جنگجویان خود را به تاسی از میر مهنای بندرریگی دعوت می نمود . مهاجرت دیگری هم به دنبال آن به بندرریگ بوده است و آن خانواده های بحرینی به این منطقه است که هم اکنون بازماندگان بحرینی در بندرریگ فراوان است از دیگر طوایفی که در دو قرن اخیر در حوالی بندرریگ مستقر شده است و در قومیت و زبان این شهر تغییرات اساسی ایجاد نموده اند لرهای مهاجر حیات غیبی از خرم آباد لرستان می باشد که الله کرم خان حیات داوودی در کتاب شش فصل گزارش نموده است . تاریخ این طایفه در بندرریگ با ورود خانعلی خان بزرگ خاندان حیات داوودی و استقرار حاکمیت ملوک الطوائفی در این بندر آغاز می شود که با ورود خود منطقه را به نام خاندان خود تغییر می دهد بعد از شکست و قتل میر مهنای ذعابی بجز حاکمیت کوتاه حسن سلطان از خانواده میر مهنا و احتمالا چند صباحی ریاست شخصی از امرای سلف بنام میر کناس که نامبرده هم از طوایف ذعاب بوده است دیگر بندرریگ استقلالی نداشته است و نمایندگانی از طرف حکام شیخ نصر در بوشهر در بندر به انجام امرات مردم مشغول می شوند . افذادی مانند امیر علی خان که در درگیری میان لطفعلی خان و آقا محمدخان قاجار جانب خان زند را داشته و رشادتهای زیادی از خود نشان داده است از دیگر افراد نیک این خطه بودند . مشاهیر بندرریگ کم نبوده اند با ورق زدن تاریخ می توان افراد متعددی را نام برد که در این شهر می زیسته ، که صاحب قلم و کتابت بوده اند مثل غلامحسین بندرریگی تاجر و شاعر در روزنامه کاوه چاپ قبل از مشروطیت از این شخص نام برده اند که در سفر چند ماهه ای که سید جمالدین اسد آبادی به بوشهر داشته و در آنجا توطن نموده ، با غلامحسین بندرریگی حشر و نشر داشته است دیگری محمد بن سالمین که فردی محقق و اهل قلم بوده ، کتابی در تاریخ دوران ناصر الدین شاه از وی به یادگار مانده است دیگری شایق نامی است که شاعر مدیحه سرا و مرثیه گوی اهلبیت بوده است از متاخرین که سخخن بگوییم حجت الاسلام فاضل فقیهی مسلم و شیخ حسین محدث که مجتهدی جامع الشرایط بوده و مرجع سئوالات و درخواست های همشهریان بوده است در عصر ما افراد اهل علم که برخاسته از این دیار می باشند زیادند و آثار مکتوبی دارند مثل شیخ محمد محدث بندرریگی که صاحب فرهنگ لغت منجمد الطلاب می باشد و چندین اثر دیگر .
ایجاد آموزش و پرورش کلاسیک به معنای امروزی در بندرریگ قدمت هفتادونه ساله دارد که پس از ایجاد مکتب خانه های سنتی و آموزش کتاب حافظ حافظ ، مثنوی ، گلشن راز ، حیدربک از سال 1305 ه.ش پا به عرصه وجود نهاد . دوره ناصر الدین شاه که که شروع آشنائی مردم و حکومتگزاران با مظاهر تمدن غربی و سپس تلاشهای میرزا تقی خان امیر کبیر برای تأسیس اینگونه مدارس از جمله دارالفنون فظای ایران را مهیای تحول و دگرگونی کرد . در سال 1298 مرحوم میرزا حسن رشدیه از چهره های منورالفکر دوران قاجار مشکلات مردم و عقب ماندگی آنها را در بی سوادی شان دانست .
لذا سعی کرد با شناخت تعلیم و تربیت سالم و اصلاح آن برای رفع این نقیصه بزرگ گام اساسی بردارد . در سال 1300 اولین مدرسه جدید ایرانی را در ایروان تأسیس نمد او با ناملایمات زیادی روبرو گردید اما میرزا علی خان امین الدوله که به حق پشتیبان مدارس جدید بود و فردی روشن و با افکار نوین آشنائی کامل داشت میرزا حسن رشدیه را حمایت کرد که منجر به تأسیس اولین مدرسه جدید در پایتخت گردید به مرور در شهرهای بزرگ ایران مشابه این مدارس دایر گردید از جمله در بوشهر به نام سعادت مظفری توسط میرزا احمد خان دریابیگی و بعدها در بندرریگ بنام مدرسه مبارکه افتتاح گردید که از اولین مدیران آن مرحوم سید احمد سعادت می باشد دو سال بعد این مدرسه نام خود را بنام منوچهری دامغانی تغییر میدهد افراد زیادی از این مدرسه فارغ التحصیل گردیده اند که باعث افتخار ما می باشد .

نوشته شده در 91/04/29ساعت 0:10 توسط عباس عظیمی| نظر بدهيد |

..:: تاریخچه پست و تلگراف بندرریگ::..



تاسیس دفتر پست و تلگراف بندرریگ_در سال 1285 خورشیدی سیم کشی خطوط از برازجان به بندرریگ از

طریق آبپخش شبانکاره با تیر چوبی وسیله آقایان شیخ محمود و شیخ علی خلیفات کشیده شد که پس از مدتی به

تیر آهنی تبدیل گردید.بار دگر جهت کم کردن فاصله خطوط از طریق احمدی و انگالی و رود حله به بندر ریگ

دیلم و بهبهان توسط آقایان نام برده بالا کشیده شد و بعدها نیز به اهواز متصل گردید و در نتیجه ارتباط تلگرافی

از بوشهر به اهواز برقرار شد.تلگراف به وسیله مورس مبادله میگردید.تا قبل از رسیدن مدیر مسول مرحوم

یوسف خان قنواتی...تلگراف توسط شیخ محمود مبادله میگردید.آقای قنواتی 15 سال عهده دار این مسوولیت

بودند که پس از ایشان به ترتیب.1-محمد علی مخبر 2-حکمت شیرازی 3-محمد حسن مودب 4-غلامحسین ایمنی 5

-غلامشاه فروتن 6-علی مفتخر دشتی 7-غلامحسین ایمنی 8-سید حسین ریشهری 9-عبداله خلیفات 10-غلامرضا

جلالی 11-محمود فقیه 12-غلامحسین خلیفات 13-دهباشی 14-اسماعیل کرمی 15-عوض ذهبی 16-غلامحسین

خلیفات 17-اله کرم بهروزی 18-غلامحسین موتمن 19-نیازمند 20-مهدی فروتن 21-رضا ایمنی 22- عبد اله

هادی پور23-عطا اله خیاط زاده 24-سید محمد رضا غالبی 17 سال مسوولیت پست را داشتند.در سال 1353

پست و مخابرات از هم تفکیک شدند که مسوولیت پست به عهده آقای خیاط زاده و مخابرات به عهده آقای

اسماعیل کرمی واگذار گردید.در فواصل مختلف و ایام مرخصی مدیران آقای حسن خلیفات که به امور تلگراف

تسلط داشتند کفالت دفتر را عهده دار می شدند سپس حاج محمد خلیفات،محمد بحریه،محمد فریدونی،یونس

داوودی،عبد اله نعمتی و محمد محمود نژاد تا کنون.محموله های پستی مدتی با هواپیماهای یک موتوره به ریگ

ارسال و یا از ریگ فرستاده میشد.در سال 1350 بندر ریگ دارای یک خط بوشهر به شماره 4035 و یک خط

مغناطیسی شده در اردیبهشت سال 61 دستگاه N E C 60 شماره افتتاح گردید و در فروردین ماه سال 68

دستگاه100 شمارهP A B X  و در سال1375 مرکز هزار شماره ای دیجیتال با 15 کانال ارتباط ورودی و 20 کانال خروجی افتتاح و مورد بهره برداری قرار گرفت.



..:::جغرافیایی و کشاورزی:::..





ريگ ازبنادرجنوب غربي ايران برکرانه ي درياي هميشه فارس درفاصله ي تقريبا75کيلومتري شمال غرب

مرکز استان واقع شده است.ارتفاع آن از سطح دريا دو ونيم متر است. هواي آن در شش ماهاز سال ارديبهشت

تا پايان مهر بسيار گرم و مرطوب.درماههاي آبان تا فروردين معتدل ودر ماههاي دي و بهمن سرد است . اين

منطقه به علت کمي بارش و کمبود شديد آب مشروب زير زميني کشاورزي درآن فقط به صيفي جات و گندم

وجو محدود بوده است . اين منطقه در قديم الايام از مراکز توليد انگور "کوهک" وانجير"ريگ و جزيره"

ورتب وخرما "تقريبا بيشتر روستاهاي حيات داوود " شايد توليد گندم وجو مازاد بر مصرف ناحيه از طريق

رودخانه به دريا و از دريا به وسيله کشتيهاي بادباني به مناطق غرب خليج فارس صادر مي شده است.

جمعيت بخش ريگ طبق آمار جديد بين 15 الي 16 هزار نفر مي باشد که همواره در نوسان بوده است .چنانچه

تعداد زادوولدرا باميزان مرگ ومير ومهاجرت بعضي خانوادهها به مناطق برخوردار مقايسه کنيم رشد جمعيت

دربخش خصوصا بندر ريگ خيلي کند مي باشد .بندر ريگدر قديم به گفته مورخين پيش از آبادي بوشهر بندري

پر رونق و پرجمعيت بوده است .اين بندر از نظر تجاري و اقتصادي يکي از بنادر فعال خصوصا دردورههاي

افشاري وزنديه بوده است .بازارآن وسيع وبسيار پرجنب وجوش بوده به صورتي که تمامي روستاهای مجاور

محل خريدو فروش کالاهاي خودرا اين بندر قرار داده بودند .حتي مقصد کاروانهاي تجاري شهرهاي همجوار

خصوصا استان فارس که با چار پاياني مثل قاطر الاغ وبعضا شتر نيز بوده بصورت قافله وارد اين بندر گرديده

ودر کارونسراي معروف به "حاج فاطمه" پذيرايي مي شدند .اين بندر به گفته مورخين و اسناد انگليسيهاي مقيم

بوشهر داراي صدها کلابيت -کرجي-وکشتيهاي بزرگ بادباني بوده که ناخدايان اين بندر آنها را در سفرهاي

تجاري با ممالک حاشيه غربي خليج فارس و حتي کشورهاي شرق و جنوب شرق آفريقا وهندوستان و جنوب

شرق آسيا هدايت مي کردند در نتيجه مال التجاره هاي فراواني وارد شهر وداخله ايران مي شد.

به استنادگفته ی مورخین (دکترجعفرحمیدی)این بندر محل یا دروازه ی ورود جهانگردان اروپایی به داخله ی

ایرانزمین بوده است.دراین بندرازعصرصفویه به بعدتازمان زندیه تجاروبازرگانان ماهری ازاقلیت های دینی

مثل ارامنه فعالیت داشته و مراکز بازرگانی خودرادراین شهرومناطق طابعه ی آن (جزیره ی خارگ)قرارداده

بودند.به استناد مدارک تاریخی فرقه های مسیحی مانند"کارملیتها"به عنوان مسیونرمذهبی درزمان صفویه

ازطرف کشورهای اروپایی فعالییت داشته واقدام به تاسیس کتابخانه های فعالی زده بودند.متاسفانه عواملی باعث

گردید کارتجاری در این منطقه تضعیف گردد مانند انتقال مراکزاداری ازقبیل:شهربانی_امنیه_دارایی_ثبت

احوال_ثبت اسناد و....    .دیگراداراتی که مانند آن فعالیت وگستردگی قبلی رانداشته وزیرنظر"گناوه"درحد یک

نمایندگی فعالیت کردند.ازآن به بعدبه شهری کوچک ومحروم مبدل گردید.یکی ازدلایل دیگرمخالفت "حیدرخان

حیاط داوودی"با ایجادتاسیسات نفتی دراین بندر که منجربه انتقال آن به حوالی گناوه(گره)شد.وطبعاتوجه

بیشتردولت وقت به آن ناحیه،ازسوی دیگرکینه ورزی حکومت پهلوی باخانواده ی حیات داوودی وسرانجام

تعطیلی گمرک فعال ومستقل ریگ که سابقه ی 120ساله داردوآخرین ضربه ی مهلکی که توجه عموم را

ازبندرریگ قطع نمودخارج نمودن این بندرازمسیرراه اصلی (گناوه_برازجان_بوشهر)که طبق نقشه ومدارک

موجودازبندرریگ امتدادمیافت.


خوشبختانه دوطرح مهم وحياتي اين بندريکي ساماندهي خوربندرريگ وديگرتکميل جاده ي ساحلي

بوشهر_شيف_گناوه دردست اقدام ميباشد،چنانچه اين دوطرح عظيم به سامان رسيده و بهره برداري ازآن دوآغاز

گردد،ميتوان گفت اين بندرنيزمانندديگربنادراستان که مسيرترقي راپيموده اند،حرکتي دوباره راتجربه وشايدآن

شکوه و رونق گذشته راباز يابد.اميدواري مردم اين منطقه خصوصا مردم محروم ومحروميت کشيده ريگ به اين

دوطرح عظيم است.خوشبختانه مسئولين استان توجه خوبي به اين مسئله دارند.طرح اول اقتصادومعيشت اين

مردم رامتحول خواهد کرد،طرح دوم اين شهرومنطقه راازبن بست خارج خواهدکردوفاصله ي آن تامرکزاستان

رابه مقدارقابل توجهي کاهش داده،بدين وسيله ارتباط زيادتري هم مردم باديگرمناطق استان خواهندداشت لذا

مسيرتوسعه براي اين شهرومردم محروم هموارترخواهدشد.

رضاعظیمی



تاريخ : چهارشنبه چهارم دی 1392 | 14:24 | نویسنده : رضا عظیمی

دوست نعمت است

دوست خاطره بچه گی وبزرگیست

دوست کلمه ای است بزرگ تا آسمان قدر این کلمه را بدانید

رضاعظیمی



تاريخ : چهارشنبه چهارم دی 1392 | 14:11 | نویسنده : رضا عظیمی

به نام خدا

در روان پزشکی آرامش و خون سردی ازهمه چیز مهم تراست.گاه موفقیت هاباعث زود باوری خود ودیگران نسبت به

خودمان می شویم ومارا بیش از حد توانمان بزرگ می کنند.درصورتی که نمی توانیم این کازهارا انجام دهیم وهمین ها

باعث دردسر برای ما می شود.و دیگر همه ازما کارهایی می خواهند که درحد توانمان نیست.وباعث خاری ما می شود

پس گاهی خود راکوچک دانستن بد نیست اما نه به معنایی که خود رادر آن گم کنیم



تاريخ : سه شنبه سوم دی 1392 | 21:14 | نویسنده : رضا عظیمی



تاريخ : سه شنبه سوم دی 1392 | 21:13 | نویسنده : رضا عظیمی

    شهـــــــر شهید پرور وغیور ریگ دوباره غوغا کرد و گل دسته های سرخ را باآغوش باز پذیرا شد.



تاريخ : شنبه سی ام آذر 1392 | 19:5 | نویسنده : رضا عظیمی
 مــــــــــــــــیدان طاق

تاريخ : سه شنبه دوازدهم آذر 1392 | 22:21 | نویسنده : رضا عظیمی



تاريخ : سه شنبه دوازدهم آذر 1392 | 22:16 | نویسنده : رضا عظیمی

                                                                                     محرم   درشهـــــــــــــرمن



تاريخ : دوشنبه چهارم آذر 1392 | 15:38 | نویسنده : رضا عظیمی
گاهی مقام راکسانی دوست دارندکه دروجدخودبرای خودشان مقامی قاییل نیستند 

تاريخ : دوشنبه چهارم آذر 1392 | 15:15 | نویسنده : رضا عظیمی

 دانایی وتوانایی

(هردانایی می تواند توانا باشدولی هرتوانایی نمی تواند دانا باشد)